رسانا

رسانا

از تلاطم ها ، تلخی و شیرینی ، سختی و آسانی باید عبور کرد. رسم زندگی گذشتن و رسیدن است ، رسیدن به حس خوب آرامش یا عشق ! در مسیر رسیدن با هم بمانیم.

هفتادی ها

جمعه, ۳۰ تیر ۱۳۹۶، ۰۲:۱۵ ق.ظ
دوچرخه که سوار میشدیم  تا یجایی دو سه تایی با هم بودیم. بعد کم کم دور میشدم و  مینداختم تو خیابون اصلی.زنبیل ساندیسی هم همراهم بود . بیشتر وقتا تنهایی خطر میکردم ، آدم با دل و جرات کم پیدا میشد تو بچه هامون . میرفتم دنبال جوجه چند روزه ، دنبال جعبه های شانسی ، با دمپایی هایی که از تیغ آفتاب تابستون مثل کوره آجر پزی شده بود  ، همین جوری عرق می ریختم و رکاب می زدم. جالب اینجا بود از کسی هم نمی پرسیدم کجا اینا رو میشه خرید همینجوری می رفتم و نگاه مینداختم تا بلکه یه جایی به چشمم بخوره و پیدا کنم . از گم شدن و تنبیه هم نمی ترسیدم ، یعنی نمیگفتم میخوام از محل خارج بشم. خیلی وقتا هم چیزی پیدا نمیکردم یا پولم نمی رسید ، همینجوری دست خالی برمیگشتم ولی بازم خوشحال بودم که  بدون اینکه مشکلی پیش بیاد و تنبیه بشم تو خیابونا دوچرخه سواری کردم . 
من تو دهه 70 بزرگ شدم ،بازی ایران استرالیا سال 76، پیکان انژکتوری سپر جوشن _لاستیک مارشال دور سفید ،کلوب و پلی استیشن  فوتبال 98 و کامبت ،روزای گرونی اسکیت و اسکوتر ، باب شدن موتور براوو ، دهه ای که از لحاظ شباهت بیشتر به دهه 60 شبیه و از دهه 80 ای که با غول اینترنت و سیم کارت اعتباری و پراید و ... وارد میدون شد غریبه تره
  • علی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی