رسانا

باشیم در مسیر رسیدن

رسانا

باشیم در مسیر رسیدن

رسانا

از تلاطم ها ، تلخی و شیرینی ، سختی و آسانی باید عبور کرد. رسم زندگی گذشتن و رسیدن است ، رسیدن به حس خوب آرامش یا عشق ! در مسیر رسیدن با هم بمانیم.

قرارمان

انقلاب رو به روی وصال، چهار راه دانشجو 

همان کافه قنادی قدیمی معروف 

با یک گزینه شعر یا داستانی از مستور

هات چاکلت با پلمبیر یا چیز کیک ، 

باران بی موقع پاییز روی سنگفرش خیس

ای خواستنی ترین !

خوشبختی مگر چیز دیگری است؟

  • یک عدد علی

پریشانی تهران

۱۳
شهریور
ساختمونهایی که از دهه 50 بجا مونده نماشون سیمان و رنگ و پودر سنگه غالبا ، اونموقع سادگی و دوام وزیبایی با هم مد نظر بوده و نشون میداده که ساده تر بودیم ، دهه شصت و بعد از انقلاب و جنگ رو اوردیم به آجر سه سانتی ، بخاطر تحریم و جنگ مجبور بودیم با کمترین هزینه نما درست کنیم برای ساختمون ها که البته دوام این آجر 3 سانتی ها کمتر از سیمان نبوده و شاید توی همین سادگی زیبایی هم به چشم میاد بنظر من ،بعد یک دوره استفاده از سنگ سفید صیقلی مد شد برای نمای خونه ها که ساختمون های دو سه طبقه دهه هفتاد با پنجره های گنبدی شکل یادگار درخشان اون دوره هست و هنوزم توی خیابون هامون میشه دید این نوع نما رو . از جنگ که فاصله گرفتیم  روبه نمای شیشه ای اوردیم ، یکجور پز دادن در اواسط دهه هفتاد تا همین ده سال پیش ، شاید هم یک التیام ظاهری برای فراموش کردن تلخی های جنگ و تغییر هویت بصری تهران ، البته بدون در نظر گرفتن خطرات شکستنش . بعد هم تا امروز نمای سنگ بیشترین استفاده رو توی ساختمون ها داشته گرانیت و مدل های مختلف سنگ با رنگ های مختلف ، تقریبا هویت بصری تهران رو مخدوش کردیم ، با رنگ ها و شکل ها و مدل های مختلف نمایی که ساختمون هامون دارن ، نمای آلومینیوم و کامپوزیت . ساختمون هایی که این ده سال ساخته شده تو سال 1405 چه وجه مشترکی دارن که از اونا گفته بشه؟  پنجره های مختلف و نماهای رومی و ... فیلم سازامون وقتی میخوان بعدها از این دهه فیلم بسازن ، چه لوکیشنی از ساختمون ها رو میتونن استفاده کنن؟ یا داستان نویس ها چطور کوچه های از درخت خشکیده و پر از ماشین رو با کلمه هاشون به تصویر بکشن؟ هر شهر بزرگی توی دنیا که هویت معماری شهر براشون مهمه یک قانون کلی طرح و نمای ساختمون دارن مثل پاریس و رم ...ولی انگار تهران پریشون و سردرگمه ، اصلا نمای شهر، بلند مرتبه سازی و ... بازتاب روزگار و نحوه زندگی مردم اون شهر میتونه باشه ، از ما که گذشت ولی امیدوارم دهه اول 1400 تهران سبک منحصر معماری و نمای ساختمون های خودش رو دوباره پیدا کنه و آرامش بصری دوباره به این شهر برگرده.

پ.ن: اصلا هم تقصیر قائم مقام سابق شهرداری نیست D:
  • یک عدد علی

در باب ترس

۲۴
مرداد

یک جایی با این مضمون خوندم که  آدم ها تا وقتی حدودا بیست و پنج شیش ساله هستن از چیزی نمیترسن، چون فکر میکنن همه چیز رو میدونن ، بعد که به سی سالگی و بالاتر برسن به شک و شبهه دچار میشن و ترس های مختلفی(مثل ترس از تنهایی) میاد تو زندگیشون و بعد هم که به سن پیری رسیدن همه چیز رو باور میکنن و دوباره اون آرامشه توی زندگیشون پیدا میشه . بخاطر همین هست که پیرمردهای راننده توی خیابون ها هیچ عجله ای ندارن و خیلی آروم رانندگی میکنن  و هر چی هم بوق میزنی پشت سرشون خم به ابرو نمیارن ، شایدم وقتی پشت فرمون هستن غرق خاطرات گذشته شون میشن و توی دنیای موازی خاطره ها زندگی میکنن. ترسیدن وقتی ممتد باشه ازش خسته میشی ، وقتی ازش خسته بشی هم ممکنه دست به هر کاری بزنی . خیلی از جنایتکارها شاید از ترس هاشون خسته شدن وگرنه دست به جنایت نمیزدن.ترسی که از بین نره میتونه  مقدمه یک حادثه ترسناک باشه 

  • یک عدد علی