رسانا

رسانا

از تلاطم ها ، تلخی و شیرینی ، سختی و آسانی باید عبور کرد. رسم زندگی گذشتن و رسیدن است ، رسیدن به حس خوب آرامش یا عشق ! در مسیر رسیدن با هم بمانیم.

۳ مطلب با موضوع «شاعرانگی» ثبت شده است

روز واقعه

۰۹
مهر

ما را هراس نیست از این ظلمت مدام

وقتی که زیر پرچم تو ایستاده ایم

.

.

پنجره ها ، خیابان ها ، لباس ها 

بخاطر تو سیاه می شوند

وقتی که 

بالاتر از سیاهی رنگی نیست.

  • علی

قرارمان

انقلاب رو به روی وصال، چهار راه دانشجو 

همان کافه قنادی قدیمی معروف 

با یک گزینه شعر یا داستانی از مستور

هات چاکلت با پلمبیر یا چیز کیک ، 

باران بی موقع پاییز روی سنگفرش خیس

ای خواستنی ترین !

خوشبختی مگر چیز دیگری است؟

  • علی

غروب جمعه ، بن بست وهم آلود کوچه های کودکانه است

راه به خیالت حتی نمی برد ، این دل خسته و دست بسته 

مثل بادبادکی که 

به سیم های دکل فشار قوی برق 

تن داده است !

تا آخر عمر همنشین کلاغ های شوم خواهد ماند

و شبها خیال عطر موهایت ، خواب را 

از چشمان منتظرش ، خواهد ربود.


# یک عدد علی 

  • علی