رسانا

رسانا

از تلاطم ها ، تلخی و شیرینی ، سختی و آسانی باید عبور کرد. رسم زندگی گذشتن و رسیدن است ، رسیدن به حس خوب آرامش یا عشق ! در مسیر رسیدن با هم بمانیم.

فکر و خیال زیاد اپیدمی شده؟

يكشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۵۵ ق.ظ

ای کاش شبانه روز بیشتر از 24 ساعت بود ، هر چقدر میدوئم به کارام نمیرسم.البته نه اینکه همش دنبال کار کردن باشم ، خیلی موقع ها هم بی حرکت میشینم و فقط نگاه میکنم . به ردیف کتابا  وغرق فکر کردن میشم ، فکرای درهم برهم که هیچ ارتباطی به هم ندارن. از کارای روزمره و قرارای دوستانه تا بحران آب و سیاست خارجی ، همه جور فکری موجوده. بعد تا میام یه کاری انجام بدم یدفعه یه اتفاق ناخواسته پیش میاد ، اگه تو خونه باشم مهمون زنگ خونه رو میزنه . بعد کلا اون کار انجام داده نمیشه تا وقتی که مهمان ها بروند . به نظر من نویسنده های داستان اینجوری هستن . یعنی زیاد میرن تو فکر و صحنه داستانشون هی میاد جلو چشمشون . من خودم که اینجوریم وقتی میخوام متن یه داستانی رو بنویسم قبل از نوشتن یا وسطای داستان ، صحنه داستان توی ذهنم مثل فیلم به نمایش در میاد. بعد قبل نوشتن داستان رو توی ذهنم جلو میبرم ، درسته که آماتورم ولی اینجوری نوشتن رو غیر ارادی میدونم ، یعنی فکر میکنم هر داستانی یک فضایی مثل سیاه چاله داره که نویسنده رو میکشه درون داستان و به سختی میشه ازش رها شد. فکر و خیال زیادش دردسرسازه اصلا.بارها شده به خاطر تو فکر بودن یادم رفته مسواک رو از روشویی بردارم یا زیر کتری رو خاموش کنم و حتی یه کار و قرار مهم رو هم فراموش کنم. یک جورایی کمتر فکر کردن باعث آرامش و تمرکز بیشتر هم هست. شما هم بگین چقدر درگیر فکر و خیال هستین ، اصلا این اپیدمی هست یا نه ؟

  • علی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی